
در ادبیات نمایشی ایران چه پیش و چه پس از انقلاب کمترین کسی چنین شهامتی را داشته است و چنین وزین سخت گفته است که کلامی از زبان ائمه معصومین علیهم السلام را وارد متن هایش نماید و از نظر باورمندان به آن حضرات معصوم نیز مورد اعتراض واقع نشده باشد.
اگر کلامی که از قول حضرت علی علیه السلام در پایان نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» آمده است را نشنیده باشیم مونولوگ تکان دهنده از قول حضرت سیدالشهداء علیه السلام در فیلم روز واقعه را نمی توانیم از یاد برده باشیم.
داریوش فرهنگ یاد میکند که فیلمنامه «روز واقعه» را با نام مستعار به شورای فیلم و سریال ارائه داده است تا بتواند مجوز آنرا کسب کند و نام نویسنده را تا صدور مجوز افشا نکرده است...
مجوز صادر شد، روز واقعه ساخته شد، بسیاری از ما با مونولوگ منسوب به حضرت سیدالشهداء اشک ریختیم و منقلب شدیم و با دیدن قامت زینب سلام الله علیها در صحرای کربلا احساس رسالت کردیم که انسان باشیم... حسی که حداقل دقایقی با ما ماند...
اما این سؤظن پیش فرض که در طول ده ها سال هزاران نفر دلسوز و عاشق را از ایفای نقشی که توانمند در ادای آن بودند محروم کرد، در دورانی پیش از انقلاب به اسم وابستگی به جبهه ملی یا پیشینه مذهبی یا چپی، پس از انقلاب به علل دیگر که ذکر آنها تکرار مکررات است چه بسیار دل ها را شکست، ذوق ها را پژمرده کرد و تن ها را فراری داد...
امروز نه میتوان سرکوب های دهه سی را برگرداند، نه ذهن ها و عمرهای سوخته دهه چهل و پنجاه در استبداد شاهنشاهی را و نه استعدادهای بر باد رفته در تصفیه های شتاب زده دهه های نخستین انقلاب و حتی سالهای بعد از اصلاحات... امروز تنها و تنها میتوان درس گرفت...
میتوان درس گرفت که ایمان به مقدسات، عرق ملی و میهن دوستی مونوپولی و انحصار هیچ فرد و گروهی نیست و تا زمانی که ضرورت باور به حسن نیت در مورد همه (بجز خائنینی که خیانت آنها مسجل شده است) در عین کثرت آراء را در نیابیم میهن عزیز ما جز محل تقابل افرادی نخواهد بود که همگی در اعماق قلب آرزویی مشترک دارند. بدیهی است در چنین خاکی درختی نخواهد رویید که تمامی ملت بتوانند در سایه آن بیاسایند...
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
