ابزار فراموش شده ای به نام صدا و سیما

 

در یک ماه أخیر بنده به عنوان یک پزشک و متخصص علوم شناختی که در بطن جامعه مشغول به طبابت هستم با دیدن شکافی که دشمن با ابزارهای رسانه ای متعدد در میان ملت می افکند دچار وحشت عمیقی شده ام. برای نجات کشور از این فضای دو قطبی که حتی اگر نتواند به ساختار حاکمیت آسیبی برساند موجب کاستن از همدلی ملت خواهد شد راهی جز خلع سلاح دشمن وجود ندارد انصافاً عملکرد ساز ناکوک صدا و سیما در مقابل ارکستراسیون رسانه های بیگانه نمره قبولی نمی گیرد. به عقیده اینجانب در صورتی که صدا و سیما به موارد زیر به هر نحوی اهتمام نورزد نخواهد توانست در این برهه تاریخ ساز به نقش ملی خود عمل کند؛
 
- اولین قدم در جلب اعتماد مخاطب می بایست به رسمیت شناختن وجود کسانی باشد که موضعی مقابل (و نه معاند) دارند. همانطور که خود رهبری نیز در یکی از سخنرانی ها در 19 دی 1394 فرمودند که کسانی که جمهوری اسلامی را قبول ندارند هم پای صندوق های رای بیایند و مشخصاً با این بیانات تأیید کردند که بین کسانی که بهر علت حاکمیت را قبول ندارند و کسانی که بدخواه کشور و مردم هستند تفاوت قائل هستند. در چنین شرایط حساسی نیز ضروری است که کسانی که علیرغم زاویه داشتن با حاکمیت، در مقابله با دشمن خارجی و نفوذ آن پشت وطن خود می ایستند و اختلاف نظر را بهانه پشت کردن به کشور و ملت قرار نمی دهند نیز احساس کنند که به رسمیت شناخته شده و شنیده می شوند.
 
- در شرایط بحرانی یکی از نیاز های اساسی ذهن بشر اطلاعات است. ذهن گرسنه مانند جسم گرسنه در نبود داده صحیح به داده فاسد قناعت می کند. وقتی که بحران هایی در بطن جامعه جاری است ضرورت دارد که صدا و سیما و شبکه خبر در خبررسانی بحران و ابعاد آن "سرعت عمل" را به حدی برساند که آن کسی که احساس می کند نیاز دارد بداند در خیابان های شهر چه خبر است بداند سریع ترین منبع خبرگزاری صدا و سیما است. این سرعت عمل باید به حدی باشد که مخاطب رسانه های دشمن هم برای دسترسی به تازه ترین اخبار به خبرگزاری داخلی رجوع کنند نه اینکه مخاطب سردرگم و وحشت زده داخلی نیز از فرط لاعلاجی به گزارش های اینترنشنال و بی بی سی متوسل شود که لابلای هر خبر درست یا غلط با ده ها گزارش جانب دارانه شبه کارشناسانی که بسیاری از آنان مواجب بگیر رسمی دشمن هستند بمباران شود. هنگامی که صدا و سیما رویکرد چند ساعته و چند روزه سکوت را در پیش می گیرد ولی شهروندان در خیابان ناآرامی را مشاهده می کنند حتی اگر باوری به صحت اخبار رسانه های بیگانه نداشته باشند از شدت رنج بی خبری به آنها روی می آورند. اینجاست که رسانه های بیگانه هر سمی را لابلای شبه اخبار مجعول راهی ذهن تشنه شهروندان می کنند و روایت دشمن از رویداد های جاری تبدیل به روایت رایج در سطح جامعه می شود. بسیار شاهد بوده ایم که ناآرامی ای در داخل رخ داده است که تا روز یا روزهای بعد حتی گزارش نشده و بعدتر به عنوان "ناآرامی های اخیر" از آن یاد شده است! یعنی خود خبر قربانی محافظه کاری و سردرگمی مدیران صدا و سیما در نحوه برخورد با آن می‌شود، و همان چرخه معیوبی که سال‌ها تکرار شده است.
 
- همانطور که در چند وقت اخیر همراستا با تأیید رهبری پرداختن به نماد های ایرانی در سطح شهرها نیز بارز تر شده است، منطقی است که صدا و سیما نیز که هنوز در قیود کهنه ای مانند نشان ندادن ساز موسیقی و گفتن "سه شنبه آخر سال" به جای چهارشنبه سوری درگیر است، به مضامین ملی و ایرانی مانند تاریخ کهن (با رویکرد واقع گرایانه نه تجلیل کور غیر مبتنی بر واقعیت)، جشن ها و آموزه های اخلاقی مبتنی بر فرهنگ ایرانی، در کنار آموزه های مذهبی و اعتقادی توجه بیشتری داشته باشد. (البته به این امید که مانند مراسم پرده برداری مجسمه شاپور ساسانی در میدان انقلاب اسلامی تهران مجری برنامه آنقدر ناآگاه نباشد که تندیس را تندیس والرین! بنامد که و کل‌ رویداد را تبدیل به گرامی داشت دشمن بکند!)
 
- از حضور راه دور کارشناسان ایرانی ای که در برون مرز ساکن هستند ولی علیرغم اینکه موافق حاکمیت نیستند ولی با روشن اندیشی اغراض دشمنان ایران را تشخیص داده و نسبت به آن هشدار می دهند بهره گرفته شود. با یک بررسی اجمالی می توان اساتیدی در دانشگاه های خارج از کشور یافت که هیچ وابستگی به جمهوری اسلامی نداشته و حتی نسبت به آن زاویه دارند ولی در رسانه های بیگانه شجاعانه نسبت اقدامات دشمن علیه ایران واکنش نشان می دهند. دعوت از ایشان برای برنامه های از پیش ضبط شده که منجر به عبور از خط قرمز ها نیز نشود می تواند در روشنگری قشر حقیقت طلب جامعه مؤثر واقع شود، و قطعاً اولین ضرورت آن انعطاف پذیری در مورد پوشش مهمانان برنامه است که خود از موانع محسوب می شود.
 
 
در این زمینه نمونه موفق بازگشتن وزیر سابق ارشاد آقای عطاءالله مهاجرانی به قاب تلویزیون را در ماه های أخیر تجربه کرده و شاهد بودیم که نه تزلزلی در بنیاد های اجتماعی حاصل شد و نه سقف آسمان بر زمین آمد. در همین روزهای اخیر شاهد تحلیل های منصفانه ای از اسامی مطرحی چون یرواند آبراهامیان، یاسمین میظر، و محسن میلانی (با عباس میلانی اشتباه نشود) بوده ایم که علیرغم اینکه هیچ کدام هوادار جمهوری اسلامی نیستند سعی در کتمان واقعیت مناسبت های جهانی قدرت ندارند. چرا نباید فردی چون آبراهامیان یا میظر مهمان میزگردی در شبکه خبر باشد؟ آیا چون ممکن است به حاکمیت انتقاد کند؟ خود رهبری یکی از بزرگترین منتقدین کاستی های موجود هستند و از آن به عنوان زخمی یاد میکنند که مگس دشمن بر روی آن می نشیند... 
(رهبر انقلاب در دیدار مردم قم در تحلیل اغتشاشات اخیر در دی‌ماه ۹۶: این‌جوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند. ۱۳۹۶/۱۰/۱۹)
 
خلاصه عرایض اینکه مادامی که صدا و سیما رویه ای متفاوت را در پیش نگیرد، نگران این باشد که دم سه تار و گیتاری وارد کادر نشود، عکس کراوات دکتر شریعتی را محو کند یا در حرف های دکتر الهی قمشه‌ای کلمه ملانصرالدین را ادیت کند که کلمه ملا شنیده نشود، و در یک کلام در گیر سطحی ترین ملاحظات بی معنای ظاهری باشد نخواهد توانست بازتاب صدای مردم باشد و مادامی که نتواند صدای همه اقشار مردم را بازتاب دهد با همه عرض و طول و درازا و پهنا نمی تواند ابزاری کارآمد برای مبارزه با جنگ رسانه ای باشد.
 
 
 
 
 
 
 
 
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده