
متنی از جناب زیدآبادی بزرگوار خواندم که در پیج ایشان که خودشان آنرا نگاه متفاوت نامیده اند! ارسال شده بود. در انتهای متن اشاره ای کوتاه به نوشته حقیر در خبر آنلاین در مورد بیژن عبدالکریمی شده بود.
در دوران دانشجویی بسیار حیرت کردم وقتی فهمیدم در دستگاه الکتروفورز ذرات درشت تر سریع تر حرکت میکنند! علت آن خیلی برای من خیلی آموزنده بود: چون در ژل متخلخل الکتروفورز در گیر و دار حفرات کمتری ورود می کنند.
فرهنگ گفتمان امر مبارکی است که برای ترقی و ثبات هر جامعه ای امری ضروری است. اما جایی که گفتمان جای خود را به سفسطه می دهد و افرادی سعی میکنند بدون گوش دادن به حرف طرف مقابل، چه استادی چون عبدالکریمی باشد چه کمترینی چون بنده، فقط بر طبل مقابله بکوبند ورود کردن به چنین تقابل آرایی تنها وارد شدن به بازی افرادی است که از گفتگو به دنبال محتوای نمایش های رسانه ای می گردند.
اینکه چگونه عرایض بنده که حسن نیت مشترک را مبنای همگرایی در میان جریانهای مختلف قرار دهیم را تهدید کننده امر ملی ارزیابی کرده اند بماند. بنده هنوز در حیرتم که بزرگوار سقیفه که در دو طرف ماجرا بزرگترین و نزدیکترین صحابه رسول خدا (ص) بودند و یک گروه اولویت را رسیدگی به پیکر مطهر آن حضرت و گروه دیگر رسیدگی به امر جانشینی آن بزرگوار قرار داده بودند را بر اساس کدام وجه تشابه با مذاکره با ترامپی مقایسه میکند که پرچمدار وتوی قطعنامه های پیشگیری کننده از قتل عام غیر نظامیان غزه و یار شفیق نتانیاهو است!
اگر در جایگاهی باشم که به دکتر عبدالکریمی که بی دریغ وجود و اعتبار و آبروی خودش را در طبق اخلاص گذاشته و امر ملی را بر خود رجحان داده است پیشنهادی بدهم این است که با درایت ویژه ای که در ایشان سراغ دارم درگیر شومن هایی که با حرکات نمایشی مانند پاره کردن یک تکه کاغذ جلوی دوربین و استفاده از جملات معکوس سعی در گرفتن چهره دلسوز دارند نشده و تمرکز را بر شتاب دادن به حرکت و توصیف و تشریح ابعاد راهکار خودشان مبتنی بر تمرکز بر امر ملی برای جوانانی کنند که مشتاق استدلال هستند نه سرگرمی های رسانه ای.
حیف است از انرژی و اشتیاق عبدالکریمی که در هزارتوی کسانی که سعی در تقابل با هر اندیشه ای دارند که راه نوینی را خلاف کلیشه های آنها می نمایاند مستهلک شود.
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
