
بعد از دو سال جنایات بی سابقه اسرائیل در باریکه محصور غزه بر مردمانی که هیچ راه فراری نداشتند و حتی در صف آب کشته می شدند، گویا آتش بس شده، که بنده امید چندانی به استمرار آن ندارم چون بقای قدرت نتانیاهو در التهاب آفرینی است:
هستم اگر می کشم
گر نکشم نیستم
اما بحثی این روزها در گرفته است که در پایان منازعات اخیر نظامی ایران و اسرائیل متعاقب تجاوز آن دولت به میهن عزیزمان هم داغ شده بود، که برد؟ پرسشی که در عالم سیاست جذاب است و در جهان واقعی پیرامون غیر قابل درک.
بنده عقیده دارم که یکی از بزرگترین لحظاتی که قدرت های سیاسی در خطر فاصله گرفتن از ملت هایشان هستند همین لحظه نتیجه گیری از مناقشات سیاسی و نظامی است. به زعم بنده هیچ نبردی برنده و بازنده ندارد کما اینکه نمیتوانیم رنج و مرگ انسان های بیگناه را به قابل توجیه و غیر قابل توجیه تقسیم کنیم. اگر بنده امروز بگویم حماس جنگ دو ساله با اسرائیل را برد چون اسرائیل در نهایت موفق یه حذف حماس نشد بلافاصله این سوال مطرح می شود که آیا جان ده ها هزار انسان و رنج میلیون ها نفر خانه از دست داده برد محسوب می شود یا میتواند نادیده گرفته شود؟ آیا ویرانی غزه در برابر حفظ حماس هزینه ی قابل توجیهی محسوب می شود؟
ناگفته پیداست که آنچه که هفتم اکتبر را رقم زد چه بنابر بعضی از نظریات مطروحه ناشی از نفوذ در ساختار حماس بوده باشد، چه فوران خشم ملتی به بند کشیده شده باشد فراتر از بررسی در چنین کوتاه نوشته ای است و بنده نیز صلاحیتی در آن ندارم اما آنچه که میدانم این است که تاکید بر دوگانه برنده و بازنده در چنین منازعاتی، بواسطه حجم آلامی که بر قربانیان تحمیل شده است ممکن است برای بخش عمده ای از مردم در تعارض با احساسات طبیعی بشری قرار بگیرد، حتی اگر که جانیانی چون صدام حسین و نتانیاهو به شعارهای بلند پروازانه خود دست نیافته باشند و هزینه زیادی را به جان خود نیز خریده باشند، ملتها احتمالاً در هضم ظفرپنداری ناکامی دشمن به رغم ویرانی های گسترده در خانه به مشکل خواهند خورد.
اما پیشنهادی که بنده دارم این است که در ارزیابی چنین منازعاتی بجای برد و باخت از مفاهیم سربلند و سرافکنده استفاده کنیم، در جنگ عراق علیه ایران به گواهی تاریخ ایران حتی الامکان دست به بمباران نواحی شهری و مسکونی نمی زد ولی همه ما اگر عمرمان قد بدهد خاطراتی از بمباران مدارس و منازل در ایران توسط عراق داریم.
در جنگ غزه گروگانهایی که آزاد شدند از آن گفتند که فلسطینی ها از تقسیم آنچه که داشتند با ایشان دریغ نورزیدند و حتی یکی از آنان یک سیلی را هم یاد نکرد، اما اسرائیل غیر از بمباران مدارس و بیمارستانها مردم را در مقابل چشم دوربینها در صف آب و غذا به گلوله بست.
در جنگ دوازده روزه هم اسرائیل خط قرمزی را رد نکرده نگذاشت، از حمله به تاسیسات هسته ای تا خبرگزاری و کادر درمانی و منازل مسکونی. ولی در دیگر سو با توجه به ویرانی های گسترده ناشی از موشک های ایرانی در مقصد، مشخص است که تفاوت چند برابر تلفات غیر نظامی در ایران و اسرائیل ناشی از ضعف سامانه موشکی ایران نبود بلکه ناشی از این بود که ایران قصد کشتار بی دلیل غیر نظامیان را نداشته است.
به زعم بنده همانطور در جنگ ایران و عراق برنده ای وجود نداشت اما ایران سربلند ماند و عراق ننگ بمباران شیمیایی و مناطق مسکونی را برای خود خرید، در جنگ غزه نیز (همانطور که در تمامی جنگهای طول تاریخ) برنده ای نبود اما طرف فلسطینی سربلند ماند و طرف اسرائیلی ننگی ماندگار را در تاریخ به نام خود ثبت کرد که چه باقی بماند و چه نماند در تاریخ جاودان خواهد ماند چونان چنگیز و هیتلر...
و در آخر امیدوارم که آتش بس حاضر از دام بدعهدی و بهانه جویی های اسرائیل محفوظ بماند تا بتواند فرصتی برای التیام زخم های ملت رنج کشیده فلسطین فراهم آورد.
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده
