عملیات خیابان کشور دوست با رمز خامنه ای

امروز کمتر کسی تردید دارد که آیت الله سید علی خامنه‌ای تصمیم بر ماندن در محل زندگی و مقر فرماندهی اش را آگاهانه گرفت و بهای آن را با جان خود و عزیزانش پرداخت. در بین بعضی اندیشمندان مذهبی این پرسش مطرح است که غیر از تصمیم برای زندگی شخصی، آیا آیت الله خامنه‌ای حق داشت که امنیت رهبری جامعه را به عنوان حق الناس ملی به خطر بیاندازد یا خیر؟ در عین حال که بنده فرسنگ ها با صلاحیت اظهار نظر در این زمینه تخصصی فاصله دارم، این نکته به ذهنم متبادر می شود که کسی که دوست و دشمن اذعان دارند آینده اندیشی او در حدی بوده است که دهه ها برنامه موشکی و حمایت از جبهه مقاومت را در بلند مدت و طراحی عملیات و تعیین فرماندهان جایگزین را در کوتاه مدت مد نظر قرار داده و توانسته است پس از مرگ خود نیز جهان را با گستردگی و دقت عملیات از پیش طراحی شده غافلگیر کند نمیتواند از تبعات چنین تصمیمی غافل بوده باشد، و قاعدتاً در جایگاه اجتهاد نیز به این نظر فقهی رسیده بوده است که چنین اقدامی پذیرفتنی یا حتی ضروری است.
 
اما سید علی خامنه‌ای با این اقدام نامتعارف عملیات دیگری را نیز رقم زد. این«در جای خود باقی ماندن» نه تنها اقدامی منفعلانه نبود بلکه عملیات جنگی ای بود که جبهه جدیدی را در مناقشات میان ایران و دشمنانش گشود. جبهه شناختی! آیت الله خامنه ای غیر از اثبات ویژگی های شخصی اش چون شهامت و صداقت، عرصه جنگ شناختی که سالها به صورت یک نبرد یک جانبه از سمت دشمنان به پیش برده می شد را به یک جبهه متقابل تبدیل کرد، روایت پناهگاه های ضد بمباران اتمی، زندگی ده ها طبقه زیر زمین، فرار به روسیه و ... را منهدم کرد و مانند یک شهروند عادی چون سایر شهروندان آسیب پذیری که در جنگ های دوم و سوم تحمیلی کشته شدند در جمع خانواده و عزیزانش جان باخت. در ابعاد حکومتی رویاهای فروخته شده به قیمت خون ایرانیان به اپوزیسیون را مبنی بر اینکه بقای حکومت وابسته به حضور اوست در هم شکست و با این اقدام آگاهانه نشان داد که بقای جمهوری اسلامی با همه ضعف ها و قوت هایش متکی به ساختار و پشتوانه مردمی است. سید علی خامنه‌ای به جهان نشان داد که در میان تمام سیاستمداران جهان دقیق ترین تحلیل ها را از رفتارشناسی مردم ایران و معادلات منطقه ای داشته است.
 
نخستین عملیات جدی و معنادار جنگ شناختی در مقابل دشمن را شهید علی خامنه‌ای با خون خودش طرح و با درگذشتش اجرا کرد که امروز میدان و خیابان، دنیای سیاست داخلی و افکار عمومی جهان را کماکان تحت تأثیرات خود دارد. اما این تأثیر مانند هر پدیده دیگری در این جهان قرار نیست ابدی باشد. امروز در فرصتی که ارتش شناختی دشمن با عملیات خامنه‌ای در موضع تحقیر قرار گرفته، ضروری است که در اسرع وقت و حفظ درایت، فرماندهی، استراتژی و مسیر این نبرد تعیین شود، و با همان قدرت و به خصوص تجربه پذیری ای که در نیروهای غیور مسلح ما وجود دارد، مواضع ضعف و قدرت را شناسایی شده و با اتکا به بدنه جامعه و به رسمیت شناختن تمام گرایش های اعتقادی و سیاسی (حتی اپوزیسیون غیرمعاند) دفاع شناختی که میراث رهبر شهید است با قدرت و کفایت ادامه پیدا کند.
 
با اثبات توانمندی های نظامی که به بهای خون شهدا و عمر گرانمایه دانشمندان و نظامیان به دست آمده، امروز به زانو درآوردن ایران به رویای دست نیافتنی تبدیل شده است. بزرگترین خطری که امروز ایران عزیز مارا تهدید میکند همین جنگ شناختی است که با کوبیدن بر طبل نفاق و دمیدن در شیپور دروغ ملتی چند هزارساله را به نحوی دچار انشقاق نماید که به جنگ خانگی و برادرکشی بیانجامد. طرحی که دشمن بخت خود را در دیماه در آن آزمود و وقیحانه به نقش خود هم اعتراف کرد. جبهه شناختی را باید مانند جبهه های جنگ سخت به رسمیت شناخت و مدیریت کرد پیش از آنکه دیر شود.
 
پاینده ایران
 
۰
از ۵
۰ مشارکت کننده